به زودی بعد از ارائه پایان نامه وبلاگ با مطالب جدید و کامل به روز خواهد شد.
چهار طاق معماری و فرهنگ
هفته معمار ایرانی
موسسه چهار طاق به مناسبت بزرگ داشت شیخ بهایی ( روز معمار) مطالعات این نهاد را در قالب زیر ارائه می دهد:
کارگاه شماره یک: گرافیک، روانشناسی و معماری 10.000 تومان
کارگاه شماره دو: تناسبات طبیعت در ایده طرح 10.000 تومان
کارگاه شماره سه: هندسه در معماری 10.000 تومان
و میان برنامه های تکمیلی
زمان:
گروه اول:
یک شنبه 5 اردیبهشت 9-13 کارگاه یک و کارگاه دو
یک شنبه 5 اردیبهشت 15-19 کارگاه سه
گروه دوم:
دو شنبه 6 اردیبهشت 9-13 کارگاه یک و کارگاه دو
دو شنبه 6 اردیبهشت 15-19 کارگاه یک و کارگاه سه
ثبت نام:
اینترنتی: جهت شرکت در هر کدام از کارگاه ها، می توانید با مراجعه به سایت www.4tagh.ir فرم ثبت نام را تکمیل نمایید. جهت پرداخت شهریه کارگاه ها می توانید شماره فیش واریز را در فرم ثبت نام وارد نموده ویا به صورت تلفنی حد اکثر تا 2 روز اعلام نمایید.
حضوری: مطهری، بعد از چهار راه مفتح، خیابان مهرداد، کوچه درفش، پلاک 20، دبیرخانه برگزاری همایش
مهلت ثبت نام:
پنج شنبه 2 اردیبهشت
مکان برگزاری:
انقلاب، خیابان 16 آذر،کوچه ادوارد براون، کانون فرهنگ و اندیشه
88302677
88302678
www.4tagh.ir
فرانک گری
روند پژوهش فرمی فرانک گری بر پایه تکرار پایه های متنوع استوار است. بعد از اسکیس های اولیه ایده پردازی، فرم روی مدل های ابتدایی عینیت می یابد و به کمک ابزار های داده مدار ( مانند کاتیا، سیستمهای دسالت) پیش از آنکه در مقیاس بزرگ آزمایش شود تعریف بهتری می یابد.
بنابراین روند ایده پردازی که به وسیله گری هدایت می شود به طور عمده از طریق مدل است. در ابتدا این مدل از اشکال هندسی خالص فرم می یابد به نوعی که پاسخگوی عملکردباشد. سپس مجموعه ابزار های ساخت-معنایی به آن اعمال می شود: blend، press، stretch، polish و غیره.
در فاز دوم نرم افزار های مدل سازی سه بعدی به کار گرفته می شود که اجازه می دهد احجام دقیق تر تعریف شوند. چنین نگاهی نشان می دهد که مدل سازی می تواند به کمک ابزار های دیجیتالی پیش برده شود.
3.2 گرگ لین
گرگ لین به طور گسترده ای از امکانات مدل سازی سه بعدی استفاده کرده است تا فرم های خلاقانه ای را در جهت طراحی داخلی یا ایده پردازی ساختمان ها ایجاد کند. در میان پروژه های بسیاری که واقعیت یافته اند او اساس فعالیت های خلاقانه خود را بر به کارگیری سطوح و اتفاقات شکلی که از آنها به وجود می آید قرار داده است. الگو های آنها تاشده ها، گره ها، چین خورده ها، گل ها و غیره است که به عناصر یک زبان معماری تبدیل می شوند که فضا ها، محدوده ها، باز شو ها و دیگر عناصر فضایی را شکل می دهند.
ویژگی دوم آثار گرگ لین متوسل شدن او به نرم افزار های کامپیوتری برای زندگی دادن به فرم های اولیه است. احجام تحت نیروهای وارده ویرایش می شوند و به این ترتیب تغییرات هندسی بر آنها اعمال می شود. در اینجا انیمیشن به عنوان ابزاری برای نمایش بهتر احجام به کار می رود که حتی ممکن است تنوعی را نشان دهد که از چشم خالق آن هم پنهان مانده است.
مثال خانه جنینی مراحل گوناگون شکل گیری از ماده اولیه تا فرم کامل به کمک ابزار های فرم معنایی را نشان می دهد.
3.3 سانتیاگو کالاتراوا
کالاتراوا در پروژه های خود ، با ارائه ای ترکیبی و فنی تغییرات را اعمال می کند. بهترین مثال در این مورد ایستگاه TGV در لیون است. سقف بنا به شیوه ای لطیف بال پرندگان را به یاد می آورد. پروژه برج تنه پیچان موردی جالب توجه برای تحلیل های ماست. در این نمونه ایده اولیه بر پایه یک نیم تنه چرخیده است.
ما طبیعتا فکر می کنیم که یک ابزار چرخیدن بر کل کار غالب است. این ابزار نه تنها ظاهر معمارانه و سازه بلکه اثر خود را بر روی نام این برج نیز نهاده است.
تحلیلی عمیق تر به ما اجازه خواهد داد که تعداد بیشتری از ابزار ها که در زمان مناسب اعمال می شوند شناسایی کنیم. در این میان می توان به ابزار متورم شدن اشاره کرد که در مرحله طراحی نما برشی فنی و معمارانه در حرکت چرخشی برج به وجود آورده است.
منبع: A study for parametric morpho-semantic operator to assist architecture, Jean-paul wetzel
, همایش IEEE 2006در دهه گذشته، معماری شاهد انقلابی در ابزار های در دسترس برای طراحی و ساخت بوده است که راه تصور ما از فضا را برای همیشه تغییر داده است. روش های طراحی دیجیتال برای فرم یابی و اجرا ، کالبد کاری تاثیرگذاری ایجاد کرده است که با تولید نوآورانه، پیچیده و نا همگن فرم فضایی مجهز شده است.
این فرم که به سادگی به هندسه باز می گردد ، اغلب از طریق نکاتی عملکردی سنجیده می شوند که موضوع پارامتر های محیطی و سازه ای که آن را شکل داده اند تاکید می کنند. هنوز، در خلال تاریخ، ضرورت فرم های فضایی نو و به همراه آنها سبک های معماری جدید، پیش از پیشرفت های تکنولوژی مفاهیم را در خود دارند، اما در رابطه با آنچه که آنها به شرایط انسانی در رابطه با زیبایی شناختی و فرایند های اجتماعی ارائه می دهند موردی است که در فراخوان حاضر مورد نظر می باشد.
هندسه محسوس اصطلاحی نو است که از مفهوم محسوس (concrete) به معنای موجودیت یافته و عینی و یا قابل درک توسط حواس برداشت شده است و هندسه نیز در مفهوم محیط مصنوع است. هندسه محسوس مانند علوم محسوس یا موزیک یا هنر محسوس به برداشت آنی و اولیه که از برخورد با اثر به دست می آید نگاه دارد. هندسه محسوس تلاشی است برای توضیح موضوعی که ذکر آن رفت.
با توجه به راه اندازی شاخه پژوهشی میان رشته ای در مدرسه انجمن معماری در لندن، هندسه محسوس به دنبال رابطه نزدیک بین فرم فضایی و فرآیند های انسانی – از منظر اجتماعی و زیبایی شناختی – و گستره موادی است که در این مورد میتواند موثر باشد. با کنار هم قرار دادن هنر، معماری، علوم طبیعی و علوم انسانی، ما امیدواریم که زمینه های دانش را که در حال حاضر مرزبندی شده اند بهم مرتبط نماییم.
فراخوان بر مبنای دو زمینه قرار دارد:
1. هندسه و ادراک
2. هندسه و فرآیند اجتماعی
گروه امیدوار استبه سوالاتی نظیر انچه در پی می آید پاسخ داده شود»
- فرم فضایی از جنبه اجتماعی و عملکردی وابسته به چیست؟
- چگونه فرآیند های انسانی را سازماندهی می کند؟
- آیا می تواند واکنش هاس رفتاری و احساسی را شبیه سازی کند و یا تجربیات زیبایی شناختی خاصی را ایجاد نماید؟
- آیا فرهنگ های اجتماعی از خلال پیکره بندی فرمال فضا الگو گرفته اند؟
- چگونه مفصل بندی فضا می تواند سکونت، توزیع درآمد و یا دیگر انواع مشغولیات را پشتیبانی نماید؟
- ما چگونه فضا را از نظر بصری و جسمانی درک می کنیم؟
- مفصلبندی فرمال فضا چه پیامد های اجتماعی و زیبایی شناختی بر زندگی روزمره ما و ایجاد حقیقت دارد؟
- چه نوع پیوندی بین فرم های فضایی و رفتار های اجتماعی پدیدار می شود؟
جهت پیشبرد این پژوهش ما به دنبال مقالاتی هستیم که کمک های نظری و یا تجربی به دست دهند. مقالات ممکن است شامل آثار هنری یا طراحی و یا پروژه های معماری و یا نمونه های موردی، مطالعات شهری، مقالات پژوهشی، آزمایشات علمی و دیگر فرم های تحقیقی باشد که موارد مشخص شده را مورد نظر قرار داده باشند.10 پروژه و 10 مقاله توسط هیئت مربوطه انتخاب خواهد شد که در نمایشگاه و نشست و انتشارات مدرسه معماری در 2010 ارائه شوند.
شرکت در این فراخوان برای دانشجویان، دست اندر کاران و پژوهشگران حوزه معماری، هنر و طراحی ، طراحی شهری، جغرافی، عصب شناسان، روانشناسان محیطی، فضا شناختی، علوم اجتماعی، قوم نگاری و مردم شناسی و دیگر شاخه هایی مرتبط آزاد است.
مهلت ارسال آثار: 12 آوریل 2010
اطلاع رسانی جهت شرکت در نشست:30 می 2010
نمایشگاه: 12-29 می
نشست عمومی: اکتبر 2010
آثار بایستی تنها از طریق ایمیل ارسال گردند. تنها زبان انگلیسی مجاز است. چکیده 300 لغت و اصل مقاله 5000 لغت خواهد بود. حداکثر 10 تصویر می تواند فرستاده شود.

بخش پژوهشی مدرسه معماری AA در اکتبر ۲۰۱۰ نشستی برگزار خواهد نمود که به همین منظور فراخوان مقاله ای در زمینه فرم های فضایی در فرآیند اجتماعی و زیبایی شناختی اعلام نموده که از علاقمندان دعوت می نماید تا با پاسخ به سوالات مشخصی در این زمینه در این پژوهش شرکت نمایند. برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به آدرس
http://www.concrete-geometries.net/ مراجعه نمایید. برای دیدن ترجه می تونید به http://www.4tagh.ir/shownews.asp?id=11 مراجعه کنید.چند روز پیش درباره طراحی مقداری (parametric design) تاپیکی در http://www.cafedexign.com قرار دادم که اون رو در بخش سبک ها دسته بندی کردم. یکی از دوستان لطف کردند و توضیحی در این باره دادند که طراحی مقداری جز سبک ها محسوب نمی شود و در واقع یک شیوه کاری است. در زیر پاسخ ایشون رو می بینید که به نظرم جالب توجه بود:
سبک در معماری یعنی طرز فکر مشترکی میان معماران که منجر به روش مشترکی در طراحی بشه.
شاید به عنوان نمونه بد نباشه مقایسه کنیم برداشت ارگونومیک رو از ساختار های طبیعی در دهه شصت میلادی با همین شیوا پارامتریک.
اگر با دید طراحی این دو رو مقایسه کنید هر دو با انتخاب فرم خارجی از یک ساختار (طبیعی یا کامپیوتر ساخته) شروع می کنند و از طریق انطباق نیازهای کاربردی کارفرما با فضاهای داخلی معماری رو مرتب می کنند.
حالا می تونیم مقایسه کنیم ابنیه شیوه بوزار رو در انتهای قرن نوزده و اون رو با ویلا ساووای لوکوربوزیه مقایسه کنیم.
در مورد اول پوسته و ساختار سازه ای همیشه ثابته و کاربر نیاز هاشو بر اساس فضاهای ساخته شده تغییر می ده یا منطبق می کنه.
در مورد دوم برای نیازهای کارفرما (مادام ساووا) جداگانه اندیشه میشه و عرف جامعه ندیده گرفته میشه. نگاه کنید به اینکه اغلب ساختمانهای این دوره - اوابل قرن 20 - در پاریس فاقد فضای مستراح یا حمام هستند اما در اتاق مادام ساووا در این نمونه وان حمام عملا در فضای اتاق قرار داره.
در مقایسه اول شیوه های طراحی متفاوتند و در مقایسه دوم سبکهای اندیشه حاکم بر طراحی متفاوتند.
عنوان هست:
Parametric Form Finding in Contemporary Architecture
فرمیابی پارامتریک در معماری معاصر
MSc Program "Building Science & Technology"
برنامه فوق لیسانس در رشته دانش و فناوری ساختمان
نوشته:
Vassileios Kourkoutas
می بینید که صحبت از شیوه فرمیابی پارامتریکه (در متن مقاله از نحوه کار با برنامه های طراحی یه کمک رایانه CAD توضیح داده شده که طراحان چگونه پوسته معماری رو به کمک تغییر متغییرهای مختلف تولید و از میان آنها انتخاب می کنند.
فکر کنم با یک جستجوی ساده بتونید مقاله رو پیدا کنید.
درست مانند این موضوع پارامتریک طراحی کردن نیز شاخه ای از معماری مدرن محسوب میشه.
درسته که پاتریک شوماخر در تعریف این شیوه نام سبک بر اون میزاره اما اون چیزی که در مقاله اش:
A new global style for architecture and urban design
عملا به ما ارائه میده، نه تغییری در روش معماری بلکه شیوه ایست برای دستیابی به دیاگرامهایی که می تونند به عنوان احجام هم تفسیر بشن. اما عملا همون نتایحی هستند که معماران در دهه شصت و هفتاد میلادی از مطالعه مطالب و دیاگرامهای علمی به اون دست پیدا کردند. می توانید مراجعه کنید به کتاب:
Urban structures for the future
اثر Justus Dahinden
و نمونه های بسیار موفقی متعلق به اون دوران پیدا کنید که صد البته اعلب اونها هرگز اجرا نشدن و شباهت ظاهری فوق العاده ای به دیاگرامهای پارامتریک دارند.
مطلب زیر با کمی تغییر از مقاله دکتر محمد جواد مهدوی نژاد با نام دستور زبان معماری ریاضی: باز شناسی جایگاه ریاضیات جدید در معماری معاصر ؛ مجله معماری و شهرسازی 76-77 ، تابستان 1383 ؛ ص 33 برگرفته شده است.
چه نظری راجع به این دسته بندی و نگرش دارید؟
ریاضی یکی از کارآمد ترین ابزار های توسعه دانش بشری است که قدمت استفاده از ان به هزاران سال قبل باز می گردد. بشر اولیه از همان آغاز کار دانست که می تواند تعداد اشیا پیرامون خود را به وسیله انگشتان دست خویش نشان دهد و پس از اندک زمانی، با استفاده از نشانه های تصویری آن ها را به نمایش گذاشت. استفاده از نشناه های عددی در بیان تعداد اشیا آغاز حضور ریاضی در زندگی انشان نامیده شده است؛ نشانه هایی که به سرعت از گزاره های ساده و مستقیم، به نماد هایی پویا و گسترده تبدیل شدند. مثال هایی از این دست را می توان در تقدی اعداد خاص برای بشر و یا اهمیت برخی نسبت ها در زندگی انسان اولیه جسنجو کرد. ریاضیات در طول هزاران سالی که از قدمت آن می گذرد، همواره متناسب با نیاز های مخاطبان خویش توسعه یافته و ابزار های جدیدی متناسب با آن نیاز ها پیشنهاد کرده است. پیگیری تاریخی ریاضیات نشان می دهد که رشد ریاضیات همواره یک گام پیش تر از رشد سایر علوم بوده است؛ به گونه ای که هرگاه گامی در علوم ریاضی برداشته شده، بی درنگ می توانیم نتیجه عملی آن را در علوم دیگر مشاهده نماییم. رونق و شکوفایی بسیاری از علوم معاصر نیز حاصل آمیزش آنها با علوم ریاضی است، آن چه امروزه به عنوان فیزیک و شیمی میشناسیم با آنچه تا پیش از آمیزش با ریاضی از آنها می شناختیم، قابل مقایسه نیست. ریاضیات جدید زمینه های نفوذ خویش را به حوزه هایی چون زیبایی شناختی نیز گسترش داده است به گونه ای که بحث درباره کارایی اندیشه های ریاضی در علوم مختلف غیر ضروری به نظر می رسد.
کاربرد علوم ریاضی در دانش معماری را در شرایط کلی می توان به چهار گروه اصلی تقسیم کرد:
1.برنامه ریزی: یکی از کلیدی ترین نقش های ریاضیات جدید ، استفاده از ابزار های دسته بندی مفاهیم و انطباق آن با ویژگی های سایت پروژه ، امکانات و محدودیت های طراحی است. معماران و دیگر طراحانی که در فرآیند طراحی خویش با برنامه ریزی سرو کار دارند، مخاطبان این توانایی ریاضیات جدید به شمار می آیند. درر بسیاری از پروژه های بزرگ ساختمانی، مدل های مربوط به قدری پیچیده اند که ارزیابی و برنامه ریزی بر اساس آنها، بدون دانش ریاضی و استفاده از تکنیک های پیشرفته رایانه ای عملا نا ممکن است.
2.شکل دهی مفاهیم: یکی از مهمترین فعالیت هایی که معماران بر عهده دارند، تولید و طراحی کالبد هایی مناسب و کار آمد برای مفاهیم فرهنگی ، معنوی و انسانی است. بسیاری از مفاهیم پیچیده ماورایی و روحانی در ریاضیات به صورت مجموعه ای بستارهای حسابی و هندسی مطرح می گردند که استفاده آنها در طراحی بنا ها و ساختمان ها را ممکن می شازد. اعداد و نشانه های تصویری مقدس، که در اغلب فرهنگ ها با آنها مواجه می شویم مثال هایی از همین موضوع به شمار می روند.
3.طراحی معماری: افزایش کیفیت و درستی طراحی معماری مهمترین دستاورد استفاده و به کار گیری دانش ریاضی در معماری به شمار می رود.کاربرد ریاضیات در طراحی معماری در سه مرحله قابل بررسی و ارزیابی است. نخست: در طراحی فرم معماری و هر آنچه با ظاهر بنا مرتبط است. دوم: در بهینه سازی عملکرد و تناسبات عملکرد های پروژه و سوم: در طراحی سازه و ساختار طرح معماری.
4.نیاز های دوران بهره برداری: ریاضیات ابزاری کاآمد برای ارزیابی نیاز های دوران بهره برداری بنا به شمار می رود. رویکرد ما به استفاده از ریاضیات در این قسمت به دو مرحله مربوط می شود. نخست مراجعه به نمونه های موجود و شبیه سازی کیفیت کاربری بنای مورد نظر در دوران بهره برداری. دوم: مدل سازی خواسته های پروژه و مقایسه با ویژگی های طرح در جهت تعریف حالت های بهینه و کارآمد. اهمیت شیوه های پیشرفته مدل سازی ریاضی آن است که می توان پیش از احداث بنا ، کارآیی لازم را بر اساس مدل های مربوط تحلیل و بررسی کرد.
5.طراحی سازه معماری: ایجاد ارتباط تنگاتنگ میان سازه و معماری از آرمان های اساسی معماری معاصر است. در مجلات معتبر علمی و همایش های حرفه ای موضوع وحدت و هماهنگی سازه و معماری از موضوعات بحث انگیز به شمار می آید که تکرار از اهمیت و تازگی آن نکاسته است. در اغلب پروژه های برتر و موفق معماری با سازواره ای پنهان مواجه می شویم که ارتباطی تنگاتنگ و کم نظیر میان سازه و معماری ایجاد کرده است. به گونه ای که تفکیک آنها عملا نا ممکن است. برای ایجاد ارتباطی تنگاتنگ، هدف گذاری شده و موثر میان سازه و معماری راه حل های گوناگونی در عرصه مهندسی معماری پیشنهاد شده است که اگر نگوییم تمامی آنها در ارائه رویه همیشگی و پایدار نا موفق بوده اند، لازم است اقرار نماییم که موفقیت قابل توجهی نیز کسب نکرده اند. ریاضیات جدید راه حل هایی برای پاسخگویی به این نیاز اساسی پیشنهاد کرده است که اگر چه هنوز به قدر کافی پخته نشده اند، موفقیت های قابل قبولی تا کنون کسب کرده اند.
ظرفیت هایی که طراحی مقداری در اختیار فرآیند طراحی معماری قرار می دهد:
الف: امکان ساخت: یکی از مهممترین مشکلاتی که در فاصله میان طراحی اولیه و طراحی نهایی در برابر معماران قرار دارد ساماندهی و معین ساختن فرم های نا مشخصی است که در اسکیس های خود یادداشت کرده اند. بسیاری از معماران عادت دارند که فرآیند طراحی را با اسکیس های آزاد و متنوع آغاز می کنند. در اغلب مواقع فرم های آزادی که در این اسکیس های یادداست شده اند اغلب غیر قابل باز آفینی هستند. زیرا از برنامه از پیش تعیین شده ای پیروی نمی کنند. استفاده از نمودار های کارآمد و متنوع ریاضی این امکان را برای معماران جوان مهیا می سازد که فاصله میان طراحی اولیه و نهایی را به حداقل ممکن کاهش دهند. بدیهی است که اگر آشنایی معماران با اندیشه های جدید ریاضی به حدی برسد که بتوانند به صورت همزمان طراحی را با استفاده از نمودار های ریاضی هدایت نمایند، حاصل عمل آنها موفقیت چشمگیری خواهد داشت. در نتیجه آنچه معمار به آن می اندیشد به راحتی قابل اجرا خواهد بود.
درروش های متداول طراحی ، طراحان سعی می کنند در مرحله نخست احساس خویش را در محور تصمیم گیری قرار دهند. لذا ابداع ایده های جدید خارج از نظام منطقی اندیشه به انجام می رسد. این امر موجب می شود که معمار همواره در مرحله اول از اصول منطقی و در مرحله دوم از خلاقیت و ابتکار غافل شود. مشکل دیگری که در سر راه اندیشه های حسی قرار دارد کاهش امکان بازنگری سازنده است. به این معنا که تا پیش از تجسم کامل معمار نمی تواند به هدف نهایی نزدیک شود و اگر طرح در ذهن معمار شکل گرفت امکان ایجاد تغییر در آن به شدت کاهش می یابد. به عبارت دیگر فاصله غیر قابل جبرانی میان اندیشه منطقی و خلاقیت هنری به وجود می اید.این فاصله اگر چه هم اکنون در میان معماران کم تجربه به عنوان امری گریز ناپذیر پذیرفته شده است، در اندیشه های معماران ریاضی به مسئله ای قابل حل تبدیل شده است.
استفاده از انداشه های ریاضی به معماران امکان می دهد تا همواره از امکان ساخت ایده های خلاقانه خویش مطمئن باشند. قابل تکرار بودن نمودار های ریاضی و امکان دخالت سازنده در محصول نهایی آنها گزینه هایی است که این مسئله را به راحتی مرتفع می سازد. آنچه پیشتر از این با عنوان اصل زایندگی مفاهیم ریاضی از آنها یاد شد در حقیقت ابزاری است که موجب پویایی هر چه بیشتر فرآیند طراحی می شود. امکان تکثیر و توالی که در نمودار های ریاضی به صورت گسترده دیده می شود ، رهیافت کم نظیری در جهت ایجاد امکان ساخت اندیشه های بدیع و خلاقانه در اختیار معماران قرار می دهد.
ب: سازگاری فرم و سازه: رونق استفاده از نرم افزار های رایانه ای در طراحی معماری مسئله ای جدید را در عرصه طراحی معماری ایجاد کرده است. قابلیت نرم افزار های رایانه ای در ترسیم منحنی های آزاد موجب سده است تا بسیاری از منحنی های طراحی شده در عمل قابل ساخت نباشند و یا اگر هم قابل ساخت هستند از لحاظ اقتصادی توجیهی برای ساخت آنها وجود نداشته باشد. در بسیاری از مسابقات معماری نیز با چنین فرم هایی رو به رو می شویم که طراح تنها تناسبات بصری را در نظر گرفته است و از مفاهیم و تناسبات ریاضی در آنها اثری نیست. استفاده از مبانی تعریف شده ریاضی و یا اصول عمومی ریاضیات جدید می تواند به عنوان گامی موثر در بهبود این مشکل پرهزینه تلقی شود. فرم ها و تناسبات ریاضی در بطن خویش سازگاری غیر قابل انکاری با اصول حاکم بر طراحی و محاسبه سازه های ساختمانی دارند.
خطوط ایزواستاتیک و منحنی های توزیع بار اغللب به کمک توابع معروف ریاضی محاسبه می شوند. در مواردی که پیچیدگی های مبنایی وجود دارد نیز می توان با اندکی رواداری آن ها را به فرمول های ساده تر تجزیه کرد. آشنایی سازنده و مفید با این مفاهیم سازه ای مشکلی است که معماران کم تجربه اغلب با آن دست به گریبان اند. استفاده از نمودار ها و تناسبات ریاضی اغلب فرصتی ک نظیر در اختیار معماران قرار می دهد تا حداقل به صورت ناخودآگاه به این پریش ها پاسخی منطقی بدهند. فرم هایی که به کمک مفاهیم ریاضی عمومی ترسیم شده اند اغلب کیفیت انتقال نیرو ها در سازه را به صورتی هدفمند هدایت می نمایند. معماری که از این فرم ها بهره می برد در حقیقت طراحی سازه را همزمان با طراحی معماری مدیریت کرده است.
از جمله دیگر افرادی که به شدت به دنبال طراحی پارامتریک هستند زاها حدید و شریک او پاتریک شوماخر هستند که در پست های قبلی بیانیه شوماخر در باره این روش طراحی رو آوردم. در واقع شوماخر به عنوان زبان زاها حدید ایده ها و دغدغه های اونو بیان می کنه.

در طرح های زاها حدید فرم بسیار غالبه. اما همیشه سوال اینه که این فرم ها از کجا میان و چه نظمی به آنها جهت میده. در آثار حدید کمتر از بقیه معماران پارامتریک میشه قواعد پارامتریک رو پیگیری کرد و به عبارتی این قواعد به نوعی دیگری خودشونو نشون میدن که شوماخر اونها رو تو بیانیه خودش مطرح کرده. اما همچنان استفاده از ابزارهای پارامتریکه که به حدید کمک کرده تا بتونه این ایده هارو واقعی کنه.

